راویتی از زندگی عاشقانه یک شهید از زبان همسرش

به گزارش خبرنگار حوزه ادبیات  گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان، تاریخ شفاهی یکی از روش هایی است که به وسیله آن تاریخ یک ملت ثبت می شود. این شیوه در ایران هم استفاده می شود و ما راویانی داریم که ماجراهای جنگ را روایت می کنند؛ کسانی ک این روایت ها را ضبط می‌کنند و کسانی هم تدوینگر این روایت‌ها هستند. در این سال ها نقل آنچه در دوران دفاع مقدس روی داده است، شرح عملیات هایی که در آن دوران  روی می داد و … همه بر صفحه تاریخ شفاهی ما نقش بسته است. تاجایی که تعداد کتاب های تاریخ شفاهی از کتاب های رمان در دوران مقدس پیشی گرفته است. این روزها شرح تمام عملیات ها در کتاب های تاریخ شفاهی دیده می شود.

نیمه پنهان ماه 31 راویتی از یک شهید از زبان همسرش

یکی از کتاب‌های تاریخ شفاهی که در انتشارات روایت فتح منتشر شد، کتابی با عنوان «نیمه پنهان ماه» (روایت ۳۱) است. زهراسادات حسینی مهرآبادی این کتاب را به رشته تحریر درآورده و در ۹۶ صفحه منتشرکرده است. نیمه پنهان ماه در سال ۹۶ به چاپ دوم رسید. کتاب نیمه پنهان ماه (روایت ۳۱) قصه شهید داوودی است.

صدیقه داوود آبادی همسر شهید راوی کتاب می‌شود و خاطراتش را از این شهید نقل می‌کند. نیمه پنهان ماه یکی از مجموعه‌ کتاب هاست که که در انتشارات روایت فتح منتشر شده است. در هر یک از کتاب‌ها به یک شهید پرداخته می‌شود. نخستین جلد آن که با عنوان «نیمه پنهان ماه» منتشر شد، به شهید چمران می پردازد و خاطرات این شهید را از زبان همسرش نقل می‌کند.

در بخشی از کتاب آمده است:

حسین که نبود، همه چیز زندگی با خودم بود. بچه مریض می‌شد، خودم مریض می‌شدم، لازم می‌شد برای خانه چیزی تهیه کنم، ولی هیچ کدام از این‌ها به نظرم سخت نمی‌آمد. وقتی می‌دیدم حسین دارد با دشمن می‌جنگد و این بار سنگین را به دوش می‌کشد، می‌گفتم این که من بخواهم یک بچه را دکتر ببرم که کار شاقی نکردم.

امروز نامه هایت را دادم آرزو برایم خواند. روزی هزار بار هم برایم بخواند، تکراری نمی‌شود. خندید گفت: «عمه، چه چیز‌هایی برای هم می‌نوشتید! مثل جوون‌های امروزی.» خواستم بگویم عاشق شدن و عاشقانه نوشتن که مخصوص جوان‌های امروزی نیست. نامه هایت که در خانه می‌آمدند، صبر نمی‌کردم. فوری چادرم را می‌انداختم روی سرم و می‌رفتم خانه اکرم خانم. چشم می‌دوختم به لب‌های عصمت و او آرام آرام نوشته هایت را برایم می‌خواند و من با هر کلمه اش لبریز از عشق می‌شدم و دلم پر می‌کشید سمت تو.

انتهای پیام/